Typhoon Family (2025)
خانواده تایفون
در سال 1997 و بحران اقتصادی کره جنوبی، «کانگ ته پونگ» پس از مرگ پدرش تصمیم میگیرد شرکت خانوادگی «تایفون تریدینگ» را از ورشکستگی نجات دهد. او که پیشتر بی خیال و بی تجربه بود، حالا با مسئولیت پذیری و شجاعت پا پیش میگذارد. در این مسیر، همراهی کارمندی سختکوش به نام «اوه می سون» که آرزو دارد به زنی موفق در شرکت تبدیل شود، به او امید و انگیزه میدهد و ...
بازیگران
دانلود سریال
آخرین بهروزرسانی نسخه دوبله پارسی فصل اول قسمت 15 ، 16 ( قسمت آخر ) اضافه شد. سوابق بهروزرسانی
- قسمت 16 از فصل یک ( قسمت آخر ) اضافه شد.
همهی فیلمها و سریالهای مای موویز کامل و بدون سانسور و بدون حذفیات هستن.
برای قسمتهای دوبلهشده، نسخه دوزبانه MKV با زیرنویس چسبیده رو توی نرمافزار ویندوز و اپ موبایل مای موویز میتونی بگیری.
در حال بارگذاری قسمتها…
سریالهای مشابه
دیدگاهها (20)
ظاهرا قصد سازنده افزایش تعداد قسمتهاست
و این به سریال آسیب زیادی وارد میکنه
من وقتی فیلم یا سریال نگاه میکنم، کاری به کشور سازندش ندارم
و عقیده هم ندارم که کشور سازنده در خوبی یا بدی سریال تاثیری داره
تهیه کننده و نویسنده و کارگردان و هنرپیشه ها، و کلا تیم تولید هستن، که نقاط ضعف و یا نقاط قدرت یک اثر را تعیین میکنند.
البته از کلام شما مشخص که خیلی روی کشور کره تعصب دارید
متاسفانه وقتی من در مورد این سریال نظر دادم، نه کشور سازنده را در نظر گرفتم و نه تعصب شما هموطن عزیز را
شنیده بودم که برخی از ما ایرنیها، چنان روی محصولات کره حساسیت داریم، که خود کره ای ها هم ندارن و من با بی توجهی این تعصب را در نظر نگرفتم
عذر مرا بپذیرد
این نظر حاوی اسپویل است (کلیک کنید)
درود مجددتا جایی که یادمه من هیچ مطلبی در باب سهم فروش فیلم و سریال کره، و یا دیگر کشورهای تولید کننده فیلم و سریال، عرض نکردم!
من در نظری که دادم، نمیخواستم به جزئیات بپردازم، ولی الان لازم که وارد بررسی جزئیات و ضعفهای این سریال بشم؛
1_ طبق قوانین ارپ و میراث در کشورها جهان، از جمله کره جنوبی، شرکت خصوصی پدر، قطعا به تنها فرزندش میرسه، بنابر این قهرمان داستان، از همون اول که وارد شرکت پدر مرحوم شد، مالک و مدیر شرکت حساب میشد. این شرکت سهامی نبود که ببینن کی سهم بیشتری داره، و اون مدیر عامل بشه.
و چون بعد از مرگ پدرش، شرکت مدیر عامل نداشت، مالک شرکت طبق قانون موظف که یک مدیر عامل جدید به اداره بازرگانی معرفی کنه.
در هیچ شرکتی در جهان، بعد از مرگ مدیر عامل، اختیارات و مسعولیتهاش، به معاونش و یا دیگر کارمندان، نمیرسه!
و معاون حق امضای قرارداد را نداره، حتی اگر، قرارداد اجاره انبار باشه!
و کارگردان این قوانین ساده را نه میدانست، و تحقیق کرده بود!
2_ پدرش یک دفترچه حساب بانکی با کلی پول، برای پسرش درست کرده بود تا پسرش به آرزوش، که پرورش گل بود برسد. قهرمان داستان وقتی این دفترچه بانکی را پیدا کرد، کلی گریه کرد و متاثر شد، ولی هرگز برای دادن هزینه ها ی شرکت، از جمله کرایه کامیونهای حمل پارچه وارداتی، و یا اجاره انبار، از این پول استفاده نکرد!
انگار کارگردان وجود این حساب بانکی را فراموش کرده بود!!
3_ پدر قهرمان داستان، آدم بسیار دقیقی بود، شاید برای خرید پارچه وام گرفته بود، ولی بدهی عمومی نداشت که مردم بریزن و خونشون را با کل وسایلش مصادره کنن.
قبض آب و برق و تلفن و اجاره را هم، که پسرش میتونست به راحتی از حساب بانکیش پرداخت کنه، پرداخت وام بانک هم که ماهانه است!
پس این مردمی که هجوم آوردن، طلبشون بابت چی بود؟!
4_ خانواده ثروتمندی که، پسرشون لباسهای گرانقیمت و ساعت مارک دار، میپوشید، مادرشون برای دادن مخارج روزانه، فقط یک انگشتر طلا برای فروش داشت!
5_ وقتی برای نگهداری پارچه های ایتالیایی وارداتی، دنبال انبار میگشتن، و راننده های کامیونها به خاطر عدم دریافت کرایه بیشتر، ناراحت بودن.
قهرمان داستان اجازه داد پارچه ها را وسط یک محوطه روباز و بسیار نا امن، پیاده کنند! و خودش تا صبح توی محوطه نگهبانی داد!!
در حالی که هم کلی پول توی حساب بانکیش داشت، و هم یک گلخانه داشت، که میتونست پارچه ها را باخیال راحت ببره اونجا تخلیه کنه!!
انگار کارگردان وجود گلخانه را هم فراموش کرده بود!!!
یعنی قهرمان داستان برای پارچه هایی که تمام سرمایه شرکت پدرش بود، حاضر نشد، از پولش و گلخانش، مایع بزاره!
اصلا گلخانه به کنار، ایشون هم پول دادن اضافه کرایه به کامیونها را داشت و هم پول اجاره انبار درست و حسابی را داشت.
وقتی قهرمان یک سریال کلی امکانات در اختیارش برای حل مشکلاتش استفاده نمیکنه، من میگم سازندگان سریال علاوه بر بی توجهی به جزئیات، دنبال کش دادن داستان هستند. شما چی فکر می کنید؟